يكصد فرق بين احكام مردان و زنان( منبع حدیث:خصال / ص 707)

جابربن يزيد جعفى مى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه فرمود:

1 و 2 - بلند اذان و اقامه گفتن بر زنان در حضور اجنبى جايز نيست .

3 و 4 - رفتن زنان به نماز جمعه و جماعت مكروه است .

5 و 6 - عيادت مريض و تشييع جنازه بر زنان استحباب ندارد، ولى بر مردان مستحب مؤ كداست .

7 و 8 - بلند گفتن تلبيه در حين محرم شدن ، و هروله و دويدن در سعى بين صفا و مروه بر زنان لازم نيست .

9 و 10 - بوسيدن حجرالاسود يا دست كشيدن بر آن ، و داخل خانه كعبه شدن براى زنان استحباب ندارد.

11 - حلق و سر تراشيدن براى محل شدن زنان لازم نيست ، بلكه بايد مقدارى از موى سر را بچينند.( بندهاى 3 تا 6 مربوط به مواردى است كه غالبا شركت آنان ملازم با معصيت باشد و موازين شرع رعايت نشود وگرنه با مراعات حدود هيچ كراهتى ندارد بويژه در شرائط كنونى كه حضور زنان در نماز جمعه و جماعات وتشييع جنازه مخصوصاً شهيدان و عيادت بيماران و معلولين و جانبازان مصلحت دارد و شركت آنان در صحنه هاى اجتماعى ضرورى است . چنانكه حضرت امام امت در پاسخ به استفتائى فرموده اند شركت بانوان در نمازهاى جماعت يوميه و نماز جمعه كراهت ندارد، بلكه در بعضى موارد مطلوب است .)

12 - زن نبايد عهده دار منصب قضا باشد.

13 - زن نمى تواند متصدى امرى از امور حكومتى شود كه نياز به اعمال قدرت دارد.

14 - زن در امور نظامى نبايد طرف مشورت قرار بگيرد.

15 - مباشرت در قربانى حج بر زن لازم نيست مگر در حال اضطرار.

16 - زن در وضوء از باطن ذراع آغاز به شستن مى كند و مرد از ظاهر ذراع .

17 - مسح سر از زير چادر، مقنعه يا روسرى جايز است .

18 - زن مستحب است در حال قيام نماز ، دو پا را به هم بچسباند، در حالى كه براى مرد استحباب دارد پاها را از سه انگشت تا يك وجب فاصله دهد.

19 - مستحب است مرد در حال قيام نماز دستهايش را پايئن بياورد، و زن بازوانش را به سينه بچسباند.

20 - مستحب است زن در حال ركوع دستش را روى ران خود قرار دهد، و مرد بايد دستش را روى زانويش قرار دهد.

21 - مستحب است زن هنگام سجده رفتن ابتداء بنشيند و بعد سجده كند.

22 - همچنين هنگام سر بر داشتن از سجده ابتدا بنشيند، و سپس برخيزد.

23 - مستحب است در حال سجده زنها آرنجها و شكم را بر زمين بگذارند و اعضاء بدن را به يكديگر بچسبانند. ولى در مردها مستحب است آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند.

24 - هنگام تشهد مستحب است زنان دو پاى خود را بلند كنند و رانهاى خود را بهم بچسبانند.

25 - هنگام گفتن تسبيحات اربعه مستحب است انگشتان را بهم بچسبانند.

26 - هر گاه زن بخواهد با خداى خويش راز و نياز كند، بهتر است دو ركعت نماز بجاى آورد. سپس با سر برهنه دعا كند. البته در صورتى كه مشرف نباشد. خداوند دعاى او را اجابت ، و حاجت او را بر طرف فرمايد، و او را ماءيوس و نا اميد نگرداند.

27 - غسل جمعه براى زن در سفر مكروه ، و براى مرد مستحب است .

28 - گواهى زنان در مورد اجراء حدود پذيرفته نمى شود.

29 - گواهى زنان در طلاق مسموع نيست .

30 - گواهى زنان در آنچه نگاه كردن مرد به آن جايز نيست پذيرفته مى شود.

31 - شهادت زن در رؤ يت هلال و اثبات اول ماه قابل قبول نمى باشد.

32 - زنان نبايد از وسط معابر عمومى و اماكن شلوغ و پررفت وآمد حركت كنند، بلكه بايد آهسته از مسيرهائى كه نه خيلى خلوت باشد و نه خيلى شلوغ عبور نمايند.

33 - شايسته نيست زنان در اطاقهاى فوقانى و مكانهائى كه در منظر اجنبى باشد بنشينند و سكونت كنند.

34 - آموختن علوم و فنون كه مستلزم اختلاط با مردان اجنبى بدون رعايت حدود شرعى باشد جايز نيست .

35 - فراگرفتن ريسندگى و بافندگى براى زنان مستحب است .

36 - آموختن سوره نور براى زنان ثواب فراوان دارد.

37 - آموختن سوره يوسف براى زنان كراهت ، و براى مردان استحباب دارد.

38 - اگر زنى مرتد شود و از اسلام برگردد، حاكم او را توبه مى دهد. اگر توبه كرد، او را رها مى كنند. و اگر توبه نكرد، محكوم به حبس ابد با اعمال شاقه مى شود و او را در زندان به كارهاى سخت وامى دارند و از خوردن و آشاميدن منع مى كنند جز مقدارى كه جان او حفظ شود. و بايد خوراك نا مطبوع و بد مزه به او بخورانند و لباس زبر و خشن به او بپوشانند. وقت صلوة او را بزنند تا نماز بخواند، و هنگام روزه او را بزنند تا روزه بگيرد.ولى حكم مرد مرتد قتل است .

39 - از زنان كافر جزيه گرفته نمى شود، ولى از مردانشان جزيه مى گيرند.

40 - هر گاه زمان زاييدن فرا رسد، لازم است هر كس در اطاق زايمان باشد بيرون رود تا كسى ناظر عورت زن و كيفيت زاييدن نباشد.

41 - حضور حائض و زن جنب هنگام تلقين ميت شايسته نيست .

42 - بر حائض يا جنب جايز نيست ميت را داخل قبر قرار دهد.

43 - هر گاه زنى از جائى برخاست ، براى مرد جايز نيست بلافاصله در آنجا بنشيند، و نشستن مرد درآنجا مادامى كه سرد نشده كراهت دارد.

44 - جهاد بر زنان واجب نيست و جهاد زنان خوب شوهردارى است .

45 - حق شوهر بر زن از بزرگترين حقوق است .

46 - هر گاه زنى بميرد سزاوارتر از همه براى خواندن نماز ميت ، شوهر اوست .

47 - زن مسلمان نبايد در حضور زنان يهودى و نصرانى برهنه شود، زيرا آنان زيبائيهاى او را براى شوهران خود توصيف مى كنند و موجب مفسده مى شود.

48 - استعمال بوى خوش براى زن هنگام خروج از منزل جايز نيست .

49 - جايز نيست زنان خود را از حيث آرايش سر و صورت و پوشاك و غيره ، شبيه مردان بسازند. زيرا رسول خدا مردانى را كه خود را به زنان ، و زنانى را كه خود را به مردان شبيه سازند، لعن فرموده است .

50 - مكروه است زن خود را معطل كند و بدون شوهر باقى بماند.

51 - شايسته نيست ناخنهاى زن سفيد ديده شود، هرچند با كمى حنا آن را رنگين سازد.

52 - روا نيست دستانش را در حال حيض خضاب كند، زيرا بيم تسلط شيطان بر او مى رود به طورى كه او را به سوى ارتكاب گناه سوق دهد.

53 - هر گاه زن در حال نماز نيازى داشته باشد بايد دستهاى خود را بهم زند، ولى مرد بايد با سر و دست اشاره كند و بلند تسبيح بگويد.

54 - براى زن جايز نيست بدون چادر و پوشش كامل نماز بخواند، مگر كنيز باشد. يعنى زن بايد تمام بدن جزگردى صورت ، و دست و پا، تا مچ را بپوشاند، ولى در مرد ستر عورتين كافى است .

55 - پوشيدن لباس ابريشمى و حرير و زربافت براى زن در نماز و غير نماز و احرام جايز، ولى بر مردان حرام است .

56 - بدست كردن انگشترى طلا و آويختن زيورآلات حتى در نماز براى زن جايز است ، ولى بر مردان حرام و موجب بطلان نماز مى باشد.

57 - زن بدون جلب رضايت شوهر نمى تواند مالش را به مصرف برساند.

58 - زن بدون اجازه شوهر حق ندارد روزه مستحبى بگيرد.

59 - دست دادن زن با مرد اجنبى حرام است ، مگر از پشت پارچه و جامه .

60 - بيعت زنان از پشت لباس آنان است .

61 - زن بدون اذن شوهر جايز نيست به حج مستحبى برود.

62 - استحمام زنان در بيرون منزل كراهت دارد.

63 - سوار شدن زنان بر زين اسب ، دوچرخه و موتور سيكلت كراهت دارد.

64 - ارث زن نصف ارث مرد است .

65 - ديه نفس زن نصف ديه مرد است .

66 - ديه زن در جراحات باديه مرد مساوى است تا اينكه به يك سوم ديه كامل برسد و بيش از آن ديه جراحت در مرد بالامى رود و در زن پائين مى آيد.

67 - هر گاه زنى بخواهد به تنهائى به امام جماعت اقتدا كند بايد پشت سر امام بايستد، ولى اگر ماءموم مرد باشد بايد قدرى عقب تر در طرف راست امام بايستد.

68 - اگر زنى فوت كند كسى كه بر او نماز ميت مى خواند بايد در مقابل سينه او بايستد و اگر متوفى مرد باشد مصلى بايد مقابل وسط بدن او بايستد.

69 - در هنگام به خاك سپردن ميت ، زن را از پهنا، و مرد را از طرف سر بايد درقبر گذاشت .

70 - هيچ شفاعتى براى زن نزد پروردگار بهتر از رضايت شوهر نيست .

تذكر: غير از آنچه در خصال صدوق آمده ، وجوه افتراق ديگرى را نيز مى توان ذكر نمود.

71 - در نماز جماعت ، اقتداء زن به مرد جايز، ولى اقتداء مرد به زن جايز نيست .

72 - شرط صحت جماعت در مرد عدم حائل بين او و ماءمومين يا امام است ، در حالى كه وجود حائل بين ماءمومين زن يا بين زن با امام مانع صحت نيست .

73 - هر گاه پس از عقد و عروسى ، شوهر ديوانه شود، همسر حق فسخ نكاح دارد، ولى اگر زن ديوانه شد، شوهر حق فسخ ندارد.

74 - تكميل تعداد لازم براى نماز جمعه بايد مرد باشد و نمازگزار زن در تحقق شرائط كافى نيست .

75 - مرد نمى تواند خمس و زكات خود را به همسر خود بدهد، ولى زن مى تواند خمس و زكات خود را به شوهرش بدهد.

76 - قضاءنماز و روزه واجب فوت شده پدر بر ولى ميت و پسر ارشد خانواده واجب است بخلاف مادر.

77 - زنان بايد هميشه از منتهى اليه طرف راست ، و مردان از وسط معابر عبور نمايند.

78 - پوشيدن لباس دوخته در حال احرام براى زن جايز، و براى مرد حرام است .

79 - پوشاندن سر در حال احرام بر مرد حرام ، و بر زن لازم است .

80 - پوشاندن صورت در حال احرام بر مرد جايز، و بر زن حرام است .

81 - كوچ زن از مشعر به منى پيش از طلوع آفتاب جايز است ، ولى براى مرد جايز نيست .

82 - انعقاد نذر زن متوقف بر اذن شوهر است .

83 - ربا ميان پدر و فرزند جايز است ، ولى بين مادر و فرزند جايز نيست .

84 - بلوغ پسر اِتمام پانزده سال قمرى ، و بلوغ دختر اكمال نه سال قمرى است .

85 - در ازدواج دختر، اذن ولى (پدر يا جد پدرى ) شرط است به خلاف پسر، و اذن مادر كافى نيست .

86 - ازدواج مرد مسلمان با اهل كتاب به صورت موقت جايز است ، ولى ازدواج زن مسلمان با آنها جايز نمى باشد.

87 - حق حضانت در پسر تا دو سالگى ، و در دختر تا هفت سالگى ، با مادر است .

88 - اختيار طلاق بالا صالة بامرد است و زن حقى در امر طلاق ندارد مگر تحت شرائط خاص كه ضمن عقد لازم ذكر شود.

89 - اگر مرد زنش را طلاق دهد بلافاصله مى تواند همسر ديگر اختيار كند. به خلاف زن كه بايد عده نگاه دارد.

90 - هرگاه مردى در مرض موت با زنى ازدواج كند و قبل از عروسى بميرد، عقد نكاح باطل مى شود، بر خلاف زن كه اگر در مرض ‍ موت ، شوهر اختيار كرد و از دنيا رفت ، نكاح به قوت خود باقى است .

91 - اگر مرد در حال مرض ، همسرش را طلاق دهد و با همان بيمارى پيش از گذشت يكسال بميرد، زن از او ارث مى برد، ولى اگر زن پس از عده بميرد، مرد از او ارث نمى برد.

92 - شوهر از تمام اموال زوجه ارث مى برد، ولى زن از زمين ارث ندارد.

93 - سه خصلت : كبر، بخل و ترس در مرد مذموم ، و در زن ممدوح است .

94 - صحت طلاق متوقف است بر استماع دو مرد عادل ، و استماع زن در صحت آن اعتبار ندارد.

95 - پدر مى تواند فرزند صغير خود را در صورت مصلحت به نكاح ديگرى در آورد، ولى مادر بر نكاح فرزند ولايت ندارد.

96 - نفقه زوجه و اولاد بر عهده شوهر است . و زن در تاءمين هزينه زندگى از نظر شرع مسئوليتى ندارد.

97 - براى اثبات دعاوى مالى شهادت دو زن به جاى يك مرد بشمار مى آيد.

98 - كندن مو و خراشيدن صورت در مصيبت براى مرد كفاره ندارد، ولى در زن كفاره دارد.

99 - مرد مى تواند بيش از يك زن داشته باشد، ولى زن بيش از يك شوهر نمى تواند اختيار كند.

100 - اگر زن بميرد شوهر در صورت وجود اولاد، ربع مال ، و در صورت عدم اولاد، نصف مال زن را ارث مى برد. ولى اگر مرد بميرد همسرش در صورت وجود اولاد يك هشتم ، و در صورت عدم اولاد يك چهارم مال شوهر را ارث مى برد.